شبنم شمع
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

فایل دانلود کتاب#mce_temp_url# هنرهای بومی در صنایع دستی باختران

 

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

فایل دانلود مقاله#mce_temp_url# نام افراد در کتیبه ی بیستون کرمانشاه، مانا آموزگار و دیگران، ماهنامه ی فروهر


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ۸:٢۸ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]
زندگی من بسان جاده ای است 
که 
پیچ و خم بسیار دارد.
جاده مرا به کجا میخوانی؟ 
که 
چه هدفی در سر داری؟
به مانند این جاده 
بخاطر 
هدفی مرا به سمت خود راند؟ 
"شبنم شمع"   


ادامه مطلب
[ شنبه ٧ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ٤:۱٥ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]
‌ ‌ ❗️چرا شرکت مخابراتی ای نوتی ؟؟
👇👇👇
💯⚠️ آیا پنلهای بیرون این مزیتها رو دارن ؟؟؟
✳ ایا iMap دارن ؟؟؟
✳ شارژموبایل دارن ؟؟؟
✳ پرداخت قبوض دارن ؟؟؟
✳ کارت ویزیت الکترونیکی دارن ؟؟؟
✳ ثبت نام و خدماتش رایگانه ؟؟؟
✳ بلیط مسافرتی دارن ؟؟؟
✳ ارسال انبوه بصورت استان/شهر/جنسیت/تاریخ تولد/پیش شماره/نوع خط و... داره ؟؟؟
✳ میتونه شماره مشتریانش رو داشته باشه ؟؟؟
✳ ارسال به بلک لیستها داره ؟؟؟
✳ ایا 💯 پیامش به بلک لیستها میرسه ؟؟؟
✳ قیمت پیام ۱۳ تک تومن ؟؟؟
✳ تو روز میلیونها پیامک میتون ارسال کنه؟؟؟
✳ از همه مهمتر کسب درامد بی نظیر داره ؟؟؟
✳️ قابلیت ارسال پیامک صوتی داره؟
✳ کدوم پنل رکورد فروش مستقیم تو ایران شکوند؟؟ اونم فقط در عرض ۱۰۰روز ؟؟؟
✳ کدوم پنل در یک سال بزرگترین قرعه کشی گذاشته؟؟ اما ای نوتی تو سال 96 بزرگترین قرعه کشی رو میزاره
✳ و ...
✳ این قدرت شرکت ای نوتی 😍
✳ اینده iNoti خیلی درخشانه و خیلی خدمات دیگه اضافه میشه!
✳ کسی که با ای نوتی همراه شه میبره و کسی که همراه نشه از دست میده‼️
💥💥جهت شروع کسب و کار  
با درآمد  روزانه 30  تا 300 هزار تومان 💥💥 
از طریق پنل آی نوتی 
❗️❗️❗️ ابتدا در سایت www.inoti.ir 
با کد معرف 2993906919 شبنم محمدی  ثبت نام کنید.
راه ارتباطی در تلگرام:
@tourism_industry
یا کد ۱۰۰۸۹۳ را به شماره ۱۰۰۰۸۵۹۰ پیامک کنید.
🌹با آی نوتی میتوانید در صدر باشید.🌹
عضویت در سایت رایگان هست.
سایت www.inoti.ir تشکیل شده است:
۱. از ارسال پیامک به کل شماره های مخابراتی.
۲. خرید کد crm که معرفی خود شخص یا کسب و کارشان.
مثال:
میتوانید کد ۱۰۰۸۹۳ را به شماره ۱۰۰۰۸۵۹۰ پیامک کنید.
۳. خرید کد  ussd و برای فروش محصولات یا معرفی کسب و کار و اعلام کلاسها و امتحانات در چه زمانی است.
مثال:
*۱# 
که مربوط به مخابرات هست و خرید شارژ و پرداخت قبض و اعلام تعرفه ها و خدمات مخابرات هست.

ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]
آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. 
چرا؟
دنیا خراب می‌شد اگر دقایقی آن جا می‌نشستیم
و نفری یک استکان چای می‌خوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری می‌خواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته‌ام...
نویسنده: محمود دولت آبادی

ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ٢:٥٤ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]
وقتی دوازده سالم بود گهگاهی شعر سپید میگفتم و گهگاهی داستانهای بلند مینوشتم.
این موضوع تا پاتزده سالگی ام ادامه داشت.
یادم میاد در شب شعر شرکت میکردم و چه ذوقی داشتم.
ولی یک ضربه سهمگین از دنیای لطیف شعر و داستان مرا جدا کرد.
خانواده اینا چی ان تو میگی و دوستان اینا شعرن؟
چون هنوز تو ذهن همه غزل بود نه شعر سپید.
یک روز از روی عصبانیت تمام دفترهای شعر و داستان هایی که نوشته بودم پاره کردم.
الان بعد بیست سال افسوس میخورم ایکاش یا ادامه داده بودم و یا دفترها را نگه داشته بودم که ببینم افکارم به چه شکل بوده است.
سالها گذشت و در بیست سالگی دنیای وبلاگ نویسی را شروع کردم و تخلص اسمی خود را "شبنم شمع" گذاشتم و گهگاهی مطلبی از دل بر می آمد با تخلص خود منتشر میکردم ولی باز مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفتم.
یعنی چی؟ شبنم شمع یعنی چی؟ در هر محفلی مینشستم با حالت تمسخرشان به صورت تمسخر وار اینگونه مرا صدا میزدند و میخندیدند.
وای بر ما که چه کوته فکریم و با اعمال و افکارمان همدیگر را میرنجانیم و بعد میگوییم چه گفتیم؟ 
نکته اخلاقی:
هیچ وقت و در هیچ شرایطی دوستان و فرزندان خود را به چشم حقارت نگاه نکنید و حتی کارهایی که انجام میدهند را به مورد تمسخر قرار ندهید، شاید با حسادتی که شما دارید و شاید با نگاه تحقیرتان آینده طرف مقابلتان به سمت دیگری بکشاند. مواظب افکار و اعمالمان باشیم.
"شبنم محمدی"

ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٦ ] [ ۸:٠٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

به آنهایی که عاشق شان نیستم، خیلی مدیونم

احساس آسودگی خاطر میکنم

وقتی میبینم کس دیگری، به آنها بیشتر نیاز دارد

شادم از اینکه

خوابشان را پریشان نمیکنم

آرامشی که با آنها احساس میکنم

آزادی یی که با آنها دارم

عشق، نه میتواند بدهد، نه بگیرد

 

"ویسواوا شیمبورسکا - هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد"

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

به من حق بده

که در انتخاب بودن یا نبودن کنار تو محتاط باشم

هر لحظه که با هر کسی میگذرانم

به یک خاطره تبدیل میشود

او میرود

اما آن خاطره

تا آخرین لحظه عمر، در کنار من می ماند


“ترجمه آزاد - اوگو ازه”

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۳:٢٦ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

صبر به انسان قدرت میدهد

صبر به معنای انفعال و اقدام نکردن نیست

بلکه به معنای انتظار کشیدن برای زمان درست است

تا یک تصمیم درست

به شکلی درست

انجام شود

 

"فولتون شین"


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٤ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

رابطه هایی که تکیه گاه زندگیمان هستند

ممکن است شیرین ترین رابطه های ما نباشند

اما رابطه هایی هستند

که میدانیم زیر فشار رویدادهای تلخ و طوفانهای سخت

باز هم دوام می آورند و زنده می مانند.


"پاندورا پویکیلوس"


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

درودی بر دوستان عزیز.

ده سال گذشت، ده سال از عمر خود، چه شیرین و چه تلخ، ولی گذشت.

امروز بعد از مدتها وبلاگ شخصی خود را کنترل میکردم و دیدم از سال 1384 تا به الان تنها سالی که وبلاگم پر از نوشتارهایی بوده است سال 1388 بوده است.

امید دارم باز مثل همان سال پر از نوشته و حرف باشم.

درودی دوباره به جامعه وبلاگ نویسان.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٤ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

قرار نیست در کاری عالی باشید تا آن را شروع کنید قرار است آن را شروع کنید تا در آن کار عالی شوید...

اعتماد ساختنش سالها طول میکشد، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد...

ایستادگی کن تا روشن بمانی؛ شمع های افتاده خاموش می شوند...

دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد؛ دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد...

هیچ کدام از ما با “ای کاش”، به جایی نرسیده‌ایم...

"زمان" وفاداریه آدما رو ثابت میکنه نه "زبان" ...

همیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیم اما گفته هارو نمیتونیم پس بگیریم …

خودبینی، دیدن خود نیست، خودبینی، ندیدن دیگران است...

هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمی پوشاند!

آدمها را به اندازه لیاقت آنها دوست بدار و به اندازه ظرفیت آنها ابراز کن...


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ ] [ ٦:۱٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
چه زیباست امروز.
روزی با دو مناسبت ولی در کل یک مناسبت.
روزی که پدر شد استاد من و استاد شد پدر من.
عزیزم صبوری و تدبیر را از نگاهت آموختم و آموختم که جواب همه را با محبت بدهم هر چند در حقم بد کردند.
پدرم زندگی با تو معنا دارد.
برایت بهترین ها را میخواهم.

"شبنم شمع"


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

چه زیباست...

این حس را بسیار دوست دارم...

حسی که مرا به بیست و چهار سال پیش میبرد...

زمانی که قدم بر نهادی گذاشتم که نامش مدرسه بود...

امروز بعد از بیست و چهار سال قدم بر مدرسه ای گذاشتم که بیست و چهار سال پیش برای اولین بار قدم بر آنجا گذاشتم.

زیبا خاطرات من...

چقدر تغییر کرده بودی...

هنوز نقشه کلاس هایت و حیاطی که درختانش سر به فلک نهاده بودند به خاطر دارم.

ولی حال چی؟؟؟

تمام خاطراتم با تغییر نقشه مدرسه کمرنگ میشود و دیگر حتی نامی از آن مدرسه دیگر نیست...

خاطراتم همیشه با من خواهی بود هر چند نقشه ات، نامت، مقطع ات عوض شده باشد.

 

"شبنم شمع"

 

هفته معلم بر تمامی معلمان دوران مدرسه ام خجسته باد.

 

پیوست:

صبح روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه با دوست دوران دبستان به دیدار یکی از بهترین معلم های آن دوران رفتیم و به یاد آن روزها قدم بر مدرسه گذاشتیم و با دیدن مدرسه...

یادت می آید اینجا سرویس آبخوری بود، اینجا درب مدرسه بود.

چه بگویم؟ تمام خاطرات، چه خوب و چه بد در جلوی دیدگانم به نمایش گذاشته شد.

این است فیلمنامه زندگی من...


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

و بر آمد بهاری دیگر 
مست و زیبا و فریبا، چون دوست 
سبدی پیدا کن، 
پر کن از سوسن و سنبل که نکوست 
همره باد بهاری بفرست: 
پیک نوروزی و شادی بر دوست!

"نوروز باستانی بر شما خجسته باد."

 

"شبنم محمدی"


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

یاد پدر افتادم که می‌گفت: 
نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدم‌ها که عقیده‌ات را می‌پرسند، نظرت را نمی‌خواهند. می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدم‌ها بی‌فایده است.

*زویا پیرزاد، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

دلنوشته های شبنم 2:

 

یکشنبه 23 تیر ماه 1381 بود روزی که به ذهنم رسید نقاشی کنم عکس پدرم را گذاشتم جلویم و شروع کردم به نقاشی کردن. وقتی که تمام شد، خودم باورم نمیشد یتونم از چهره نقاشی کنم. اولین و آخرین نقاشی چهره ای بود که کشیدم و آن هم عکس پدر عزیزم.

 

"شبنم شمع"

دوشنبه 8 دی ماه 1393 

 

این هم نقاشی من:

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٧ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

دلنوشته های شبنم 1:

گاهی دلم میگیره از زندگی کردن با انسانهایی که زندگیشون شده است قضاوت کردن و حرف درست کردن برایت، یا مینشینند پایت. و از افکار و ایده هایت به نفع خودشون استفاده میکنند.
دیروز با یک هنرمند کرمانی که صحبت میکردم دلش پر بود از مردم این دور و زمونه.
میگفت: اومدم و رفتم ایده ای که به اجرا گذاشتم آن را ثبت کنم. میبینم بله یک دوست رفته به اسم خودش تموم کرده.

مادربزرگ وقتی که به یادت می افتم و یاد حرفهای شیرینت، مثل اینکه یکی داره ریشای جیگرم پاره پاره میکنه. میگفتی: اون قدیما، مادر از این حرفا نبود همه سرشون تو کار خودشون بود و دنبال یه لقمه نون حلال، حالا چی؟ همه سر هم کلاه میذارن و حق هم را میخورن. شبنم اگر میخای تو زندگیت موفق باشی و خدا بالا سر ازت راضی، همیشه محبت کن و مهربانی پیشه راه زندگی و آخرتت باشه. در حین مهربانی ساده باش و ساده زندگی کن. اگر یکی اذیتت کرد واگذارش کن به خدا. مادر، خدا جای خوبی نشسته، کاراش دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

کجایی مادربزگ؟؟؟

سال سوم شد و هر وقت دلم میگیره توی خیال خودم باهات درد و دل میکنم.

"ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ...
ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ
ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﭼﺸﻤﮏ ﻣﯽ ﺯﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ
ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭ ﮒ ﺍﻣﺎ..."

 

"شبنم شمع"

 


پیوست: شعر از خودم نیست.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

 خوشا به حالت ای روستایی

چه شاد و خرم چه باصفایی

در شهر ما نیست جز داد و فریاد

خوشا به حالت که هستی آزاد

در شهر ما نیست جز دود ماشین

دلم گرفته از آن و از این

ای کاش من هم پرنده بودم

با شادمانی پر می گشودم

می رفتم از شهر به روستایی

آنجا که دارد آب و هوایی

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺭﺍ ﻳﺎد ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ،
ﺩﺭ ﻏﻴﺮ ﺍﻳﻦﺻﻮﺭﺕ ﺭﻭﺯ ﻫﺎﻯ ﺧﻮﺏ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻣﺪ!

ادامه مطلب
[ شنبه ۳ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

امروز...
آرزو دارم 
فاصله نباشد میان شما و تمام احساس های خوبتان 
شما باشید و ...
عشق باشد و ...
یک دنیا سلامتی!
و ...
"امضای خدا پای تمام آرزوهایتان" ...

"شبنم شمع"

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

زندگی درست مثل نقاشی کردن است؛ 
خطوط را با امید بکشید 
اشتباهات را با آرامش پاک کنید 
قلم مو را در صبر غوطه ور کنید 
و با عشق رنگ بزنید .....


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

عجله کنید:
آرزوهای شما منتظر شما هستند،
اما آنها "همیشه" منتظر نخواهند ماند.

"پائولو کوئلیو"


ادامه مطلب
[ جمعه ۳ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
[ یکشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

گاهی نمی توان مانع جریان رود زندگی شد.

"شبنم شمع"

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

شبنم قهوه تلخ می نوشد تا خاطرات تلخ را فراموش کند و اکنون شاد زندگی کند.

"شبنم شمع"

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

سه شاخه گل برات میفرستم

یکی از طرف خداوند که نگهدارت باشه

دومی از طرف دلمه که دوستت داره

سومی از طرف چشامه که دلتنگ دیدارت شده . . .


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
چه قدر غم انگیز است که مردم طوری بار می آیند که به چیزی شگفت انگیز, چون زندگی عادت می کنند....
"یوستین گوردر - راز فال ورق"

ادامه مطلب
[ یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

همه را گویم که تو را میجویم، که تو را می‌خواهم

به برم باز آ، به برم باز آ

چو نسیمی‌ای مه که برد چون کاهم

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

گل به چمن چون دل‌ من دل‌ به تو بسپارد

ماه فلک روشنی از روی تو دارد

جان بخشی، دلخواهی

تو هر چه کنی‌ جفا نکن

اگر کنی‌ به ما نکن، مرا پناهی

از دردم آگاهی‌، من بار غم جفای تو

میکشم از برای تو، دگر چه خواهی‌

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

گل به چمن چون دل‌ من دل‌ به تو بسپارد

ماه فلک روشنی از روی تو دارد

همه جا گویم، که تو را میجویم، که تو را می‌خواهم

به برم باز آ

چو نسیمی ‌ای مه که برد چون کاهم

همه جا گویم، که تو را میجویم، که تو را می‌خواهم

به برم باز آ

چو نسیمی‌ ای مه که برد چون کاهم

صید تو شدم تا که فنای تو شوم

ای جان به فدای تو فدای تو شود

چو بهارم در نظری، چو بهشتم جلوه گری

بود در بر من جای تو خالی‌

به خدا صهبای منی‌، تو طرب افزای منی‌

تو فرخنده تر از صبح وصالی

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

گل به چمن چون دل‌ من دل‌ به تو بسپارد

ماه فلک روشنی از روی تو دارد


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۸:٤٤ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟

سبب ساز سکوت مبهمت چیست؟

برایش صادقانه می نویسم:

برای آنکه باید باشد و نیست...


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

به چه تشبیه کنم نام تو را
به بهار
یا به آبی زلال دریا!
ساده تر میگویم
تو تمامیت احساس منی...

 



ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
میم مثل مادر ... 

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مث بچگی هام لالایی هاتو دوست دارم

سادگی ها تو دوست دارم، خستگی ها تو دوست دارم

چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب ... اگه بد، با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی، با تو برام چیدنیه

مـــــــــــــــادر ...

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

لالایی ها تو دوست دارم، بغض صداتو دوست دارم

مـــــــــــــــادر ...

لالایی ...

لالایی ...



ادامه مطلب
[ جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

بگذر زمن ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم

دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سر گذشتم

می خواهم عشقت در دل بمیرد می خواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد

بگذر زمن ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم

دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سر گذشتم

هر عشقی میمیرد خاموشی می گیرد عشق تو نمیمیرد

باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمیگیرد

هر عشقی میمیرد خاموشی می گیرد عشق تو نمیمیرد

باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٢ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

فردای من و تو، به از این بار گران است
ای دوست، فقط شبنم تو دل نگران است

"شبنم شمع"

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

گاهی بی صدا نگاهت میکنم 

منو ببخش به خاطر این نگاههای پنهانی

آخه شاید اگه بغضم بترکه

من تو رو صدات کنم...


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٢ ] [ ٩:٥٦ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

تنهایی من از اونجا شروع شد که
در میان این همه "بود"
من در انتظار یکی بودم که "نبود" ...


ادامه مطلب
[ شنبه ٢ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

دلم با سرد پاییزی عجب خویی گرفته است 
به زرد خش خش خاطر نگر! بویی گرفته است 

مرا از مهر کنده بر در آبان فکندند
در آذر مه نگاهم راه کم سویی گرفته است ...


ادامه مطلب
[ شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢ ] [ ٧:٤۳ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

تو میدانی 

از مرگ نمیترسم؛

فقط ...

حیف است هزار سال بخوابم 

و 

خواب تو را نبینم!!

 


ادامه مطلب
[ شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢ ] [ ٦:٤٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

وقتی دوستی ما را آزار میدهد باید روی شن های گذران صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش، آن را پاک کنند. ولی وقتی دوستی به ما مخبت میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد!

"شبنم شمع"


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

تمام سپاسم از آن کسی است
که به من نیازی نداشت
اما فراموشم نکرد.

"شبنم شمع"


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرا
بس بود چون لاله داغی یادگار او مرا
یک دهن خمیازه ام چون زخم، بی شمشیر او
عالم آب است تیغ آبدار او مرا
خط باطل می کشد بر صفحه آیینه ها
گر دل روشن کند آیینه دار او مرا
می کند گرد یتیمی آب گوهر را زیاد
نیست گردی بر دل از خط غبار او مرا
خون من خواهد گرفت از دامن او گرد من
کرد اگر با خاک یکسان انتظار او مرا
می کنم از نامه و پیغام، اظهار حیات
سخت جانی کرد آخر شرمسار او مرا
صائب از خشم و عتاب او ندارم شکوه ای
خوشترست از صد گل بی خار، خار او مرا

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

نه باغ نه بوستان نه چمن می خواهم
نه سرو نه گل نه یاسمن می خواهم
خواهم ز خدای خویش کنجی که در آن
من باشم و آن کسی که من می خواهم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
اگه من آینه شکسته ام
اگه تو غربتم نشستم
خودتو باز تو من نگاه کن
که هنوز عاشق تو هستم
که هنوز عاشق تو هستم

اگه تنهای روزگارم
واسه چشمات یه بیقرارم
واست عاشق منم یه عاشق
همه دنیامو از تو دارم
همه دنیامو از تو دارم

آه.. ای.. داد
منو دل یاری میداد
با... این... عشق 
چه شبی داریم ای داد

آخه این دل دله شکسته
دل درد آشنای خسته
واسه تو پاک و بی غباره
همه دنیاشو از تو داره

دیگه تنهام و باورم کن
فقط اسم تو آشنامه
تو که با من غریبه نیستی
غم عشقت تو این شبامه

اگه تنهای روزگارم
واسه چشمات یه بیقرارم
واست عاشق منم یه عاشق
همه دنیامو از تو دارم
همه دنیامو از تو دارم
 

ادامه مطلب
[ جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

بگردم دور تو، دور نگاهت، دور باطل ها
مرا دیوانه می خوانند، امثال تو عاقل ها
مرا از دور میبینی، خودت را میکشی آن سو
بیا یک بار دیگر هم شبیه آن "اوایل ها"...
و من معنی بعضی شعر ها را دیر می فهمم
"که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

خاطرات نه سر دارند و نه ته ... 
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند . . .
میرسند گاهی وسط یک فکر . . . !
گاهی وسط یک خیابان . . .
سردت می کنند . . . 
داغت میکنند . . .
رگ خوابت را بلدند . . . 
زمینت می زنند . . .
خاطرات تمام نمی شوند . . .
تمامت می کنند !!!


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
 
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
 
شب مرگ تنها نشیند به موجی
 
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
 
که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا 
 
کجا عاشقی کرد، آن جا بمیرد

شب مرگ از بیم آن جا شتابد
 
که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم
 
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
 
شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن 
 
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد...

ادامه مطلب
[ شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ،
ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ...
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...
ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ،
ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ.


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

 نمی دانم چه می خواهم خدایا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پرسوز

 

ز جمع آشنایان می گریزم

به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش

 

گریزانم از این مردم که با من

بظاهر همدم و یکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دوصد پیرایه بستند

  

از این مردم، که تا شعرم شنیدند

برویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بدنام گفتند

 

دل من، ای دل دیوانه من

که می سوزی ازین بیگانگی ها

مکن دیگر ز دست غیر فریاد

خدا را، بس کن این دیوانگی ها


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

کمی با من مدارا کن کمی با من مدارا کن
که خود را با تو بشناسم من گم را تو پیدا کن

تو را از شب جدا کردم تو را از قصه آوردم
نمی شد با تو بد باشم نمی شد از تو برگردم

نه از برگم نه از جنگل نه از باران نه از شبنم
نه آن تعمیدی رودم نه آن مریم ترین مریم

منم همسقف دیروزی که عطر خانگی دارد
که دستان تو را باید به شام سفره بسپارد

کمی با من مدارا کن کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن من گم را تو پیدا کن

اگر سختم اگر دشوار اگر سیل مصیبت وار
اگر تلخم اگر بیمار منم از عشق تو بسیار

منم هم خون و هم گریه که بغضش را به دریا داد
که از اوج پریدن ها بر این ویرانه ها افتاد

کمی با من مدارا کن کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن من گم را تو پیدا کن


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو کیستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق سرگشته روی گردابم

من از کجا سر راه تو آمده ام ناگاه

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه

تو دوردست امیدی و پای من خسته است

چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه

مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو


"فریدون مشیری"

ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

درباره وبلاگ

فردای من و تو، به از این بار گران است/ ای دوست، فقط شبنم تو دل نگران است/ اینجانب شبنم محمدی متولد سوم تیر ماه یک هزار و سیصد و شصت و چهار خورشیدی ساعت هشت شب در شهر کرمان دیده به جهان گشودم.
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب