شبنم شمع
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه

خرد که قید مجانین عشق می‌فرمود
به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه

به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد
هزار جان گرامی فدای جانانه

من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش
نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه

چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت
فسون ما بر او گشته است افسانه

بر آتش رخ زیبای او به جای سپند
به غیر خال سیاهش که دید به دانه

به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی
ز شمع روی تواش چون رسید پروانه

مرا به دور لب دوست هست پیمانی
که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه

حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز
فتاد در سر حافظ هوای میخانه


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٤ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ شبنم محمدی ]

درباره وبلاگ

فردای من و تو، به از این بار گران است/ ای دوست، فقط شبنم تو دل نگران است/ اینجانب شبنم محمدی متولد سوم تیر ماه یک هزار و سیصد و شصت و چهار خورشیدی ساعت هشت شب در شهر کرمان دیده به جهان گشودم.
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب