شبنم شمع
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

 معلم پای تخته داد می زد

 با خشونت درس را در بچه ها تزریق می کرد

 صورتش از خشم گلگون بود و

  دستهایش زیر پوششی از گرد پنهان بود

 ولی آخر کلاسیها لواشک بین هم تقسیم می کردند

 یکی در گوشه ی دیگر جوانان را ورق میزد

 دلم می سوخت به حال او که بی خود های و هوی می کرد

 تساوی های جبری را نوشت و بانگ بر آورد

 یک با یک برابر است اینجا

 از میان جمع شاگردان یکی برخاست

 همیشه یک نفر باید به پاخیزد

 به آرامی سخن سر داد

 که این تساوی اشتباهی فاحش محض است

 نگاه بچه ها که به یک سو خیره شده با بهت

 معلم مات بر جای ماند و گفت

 اگر یک فرد انسان واحد یک بود

  باز یک با یک دیگر برابر بود

  معلم خشمگین فریاد زد  آری

  صدایش قلبها را لحظه ای لرزاند

  اگر یک فرد انسان واحد یک بود

  آن که زور و زر به دامان داشت بالا بود 

  و آن سیه روزی که می نالید پایین بود

  اگر یک با یک دیگر برابر بود

  پس چه کسی دیوارهای چینی  را به پا می کرد

  یا چه کسی آزادگان را در قفس می کرد

  اگر یک با یک برابر بود

  کی پشتش زیر بار فقر خم می شد

  یا که جانش زیر ضربت شلاق له می شد

  یا که جانش گنه ناکرده از چنگش رها می کرد

  معلم ناله آسا گفت

  بچه ها در جزوه خود بنویسید

  که یک با یک دیگر برابر نیست

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٥ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

درباره وبلاگ

فردای من و تو، به از این بار گران است/ ای دوست، فقط شبنم تو دل نگران است/ اینجانب شبنم محمدی متولد سوم تیر ماه یک هزار و سیصد و شصت و چهار خورشیدی ساعت هشت شب در شهر کرمان دیده به جهان گشودم.
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب