شبنم شمع
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

به نام آن که نامش بهترین است.

  هر وقت به یاد تو و به نام تو خواسته ام از بهترین ترانه های ناسروده ام

چیزی بخوانم یا از اولین غزلهای آدم و حوا به جانب قلب همیشه عاشق تو بفرستم دست و دلم پر از تردید هزار باره ی رویاهای ندیده ی گل های پرپر می شود. پر از تردید رفتن و ماندن در میان لحظاتی که هوای خواستن دیدگان شمع ها را بارانی می کند.

  هر وقت خواسته ام غصه ها و قصه هایی را که ارمغان خواب دیدن توست را برایت بفرستم قلبم پر از آرامش بودن تو شده است. پر از آرامشی که انگار فقط از آن توست. از آن کسی که مهربانترین نازنین دنیاست. نازنینی که بی خبر آمد و در قلبم ماندگار شد… خوش آمدی مهربانم!

      تقدیم به کبوتر عشقم:

  خاموشی شب چراغهای همیشه روشن نشانه ی خوبی نیست و گوشه نشینی پرنده های همیشه مهاجر دلیل خوبی برای فراموشی اشتیاق پرواز نیست و من که تنها غربت زده این خوابهای پر از پولکی و پروانه هستم و تو که تنها نامهربان حکایت مادربزرگهای هزار ساله ای ما هم نشانهی خوبی برای عاشقی دوباره نداریم. انگار همدیگر را گم کرده ایم و دیگر هیچ بهانه برای گل چیدن و شعر خواندن نداریم.

  انگار همیشه با آواز مبهم پرنده ی بی جفتی که رو به روی خنده های کودکی من لانه داشت آشنا بودم و مفهوم همه ی غصه هایش را می دانستم

انگار لکنت دلتنگ گریه ی جیرجیرکهای بی ساز را می شناختم و در حال و هوای ریواس های بی ریشه زاده شده بود.

  من هیچ وقت قناعت قشنگ آن و دقایق غزل را از یاد نمی برم. آن دقایقی که سهم من از تمام لحظه های جهان فقط و فقط خنده های نقره ای تو بود و غزل هایی که از آن سوی پنجره های بهشتی برای شادی همیشگی غصه های بی آلایشم می خواندی.

  دقایقی که آرزو می کردم مثل دیگران وقتی باران می آید بدون چتر زیر باران بایستم و کمی فارغ از این همه بود ونبود بی برکت اندکی برای حال و هوای روزهایم گریه کنم. بی آن که اتفاقی غریب در پیچ وخم این روزهایم بیافتد و آسمان خنده هایم را ابری سیاه و دلتنگ بپوشاند بی آن که بهانه ای برای غصه های من به پا شود روبه روی همه ی دریاهای طوفانی و شب زده بایستم و از قصه ی آن شب افسانه ای که دریا تو را به من بخشید هزاران ترانه ی نخوانده بخوانم. هزاران ترانه ای که تا به حال هیچ پری دریایی کوچکی هم که آشنای این آب و هواست آن را نشنیده باشد . ترانه ای که عطر حرفهای غزلپوش تو را بدهد و پر از التفات روشن طلوعی دوباره در پس این شبهای بی مهتاب باشد.

  ... نمی دانم چرا دیشب که آن فرشته ی کوچک بی خوابم آمده بود احساس کردم شعر چشم هایش جور عجیبی با حرفهای نگفته ی تو نسبت دارد. شعری که پر از رویاهای پولک نشان و ستاره باران تو باشد و مرا هم سرشار از حس ترانه خوانی کند. یک شعر قشنگ...

شرافت شعرهای شوریده ی شاعران شمع و

شهامت شاپرک های شیدا در شروع شبهای

شهاب آلود تقدیم:

شکوه شیرین چشمانت!

 

 //  شمیم دلپذیر شبنم //

 


ادامه مطلب
[ جمعه ٤ آذر ۱۳۸٤ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ] [ شبنم محمدی ]

درباره وبلاگ

فردای من و تو، به از این بار گران است/ ای دوست، فقط شبنم تو دل نگران است/ اینجانب شبنم محمدی متولد سوم تیر ماه یک هزار و سیصد و شصت و چهار خورشیدی ساعت هشت شب در شهر کرمان دیده به جهان گشودم.
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب