همه را گویم که تو را میجویم، که تو را می‌خواهم

همه را گویم که تو را میجویم، که تو را می‌خواهم

به برم باز آ، به برم باز آ

چو نسیمی‌ای مه که برد چون کاهم

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

گل به چمن چون دل‌ من دل‌ به تو بسپارد

ماه فلک روشنی از روی تو دارد

جان بخشی، دلخواهی

تو هر چه کنی‌ جفا نکن

اگر کنی‌ به ما نکن، مرا پناهی

از دردم آگاهی‌، من بار غم جفای تو

میکشم از برای تو، دگر چه خواهی‌

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

گل به چمن چون دل‌ من دل‌ به تو بسپارد

ماه فلک روشنی از روی تو دارد

همه جا گویم، که تو را میجویم، که تو را می‌خواهم

به برم باز آ

چو نسیمی ‌ای مه که برد چون کاهم

همه جا گویم، که تو را میجویم، که تو را می‌خواهم

به برم باز آ

چو نسیمی‌ ای مه که برد چون کاهم

صید تو شدم تا که فنای تو شوم

ای جان به فدای تو فدای تو شود

چو بهارم در نظری، چو بهشتم جلوه گری

بود در بر من جای تو خالی‌

به خدا صهبای منی‌، تو طرب افزای منی‌

تو فرخنده تر از صبح وصالی

عشق من ‌ای لاله روی من همچون بهار آمدی

در گلشن آرزوی من چون گل به بار آمدی

گل به چمن چون دل‌ من دل‌ به تو بسپارد

ماه فلک روشنی از روی تو دارد

/ 1 نظر / 83 بازدید
سرونازشیراز

[قلب]