قوی زیبا

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
 
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
 
شب مرگ تنها نشیند به موجی
 
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
 
که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا 
 
کجا عاشقی کرد، آن جا بمیرد

شب مرگ از بیم آن جا شتابد
 
که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم
 
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
 
شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن 
 
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد...
/ 0 نظر / 7 بازدید